احمد بن محمد ميبدى
381
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
است ، عرش در برابر قدرت وى چون ذرهاى ! و ذره در برابر حكمت او چون عرشى ! اگر به عالم قدرت بنگرى ، عرش به نظر ذرّهاى است و اگر به عالم حكمت بنگرى ، ذرّه به نظر تو عرش است . نيز فرمود : شما را كه آفريدم نه بدان سبب بود كه به شما سود جويم ، يا جلال عزّت ما را از وجود شما پيوندى مىبايد ؟ - نه ، بلكه بدان آفريدم تا شما بر من سود جوئيد و لذت خود از فضل ما برداريد . كه صفت فضل به طلب مطيعان برخاست و صفت قهر به طلب عاصيان برخاست و صفت جلال و جمال به طلب عاشقان برخاست . لطيفه : خداوند بىهمتا ، لطفى و قهرى داشت بر كمال ، جلال و جمالى داشت بىزوال ، خواست كه اين گنجها را نثار كند ، يكى را در باغ فضل ، تاج لطف بر سر نهد ، يكى را در زندان عدل داغ قهر بر جگر نهد ، يكى را در آتش جلال بگدازد ، و يكى را در روشنائى جمال بنوازد ، شمعى از دعوت برافروخت كه هزاران بيچارهء غمخوار ، خود را بر آن شمع زدند و سوختند و ذرّهاى در اين شمع نه نقصان پديد آمد نه زيادت ! غمخوارهء آنم كه غم من نخورد * فرمان بَرِ آنم كه دل من ببرد من جور و جفاى او به صد جان بخرم * او مهر وفاى من به يك جو نخرد . . . لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . خداوندى كه هيچچيز و هيچكس او را مانند نيست ، و او را همتا و همصفت و همسر نه ، در صفات ، در علم ، در نشان ، در برهان ، چنو ( چه او ) كس نيست ، هركس عقيدهء باطنى او اين نيست ، او را در دين حقيقتى نيست . اين آيه ، گمراهى دو گروه را درست روشن كند ، گروهى كه گفتند خدا داراى صفت نيست و گروهى كه گفتند براى خدا مانندگى هست ! ! زيرا بىصفتى نيستى است ، و خداوند هست ، و مانندگى از انبازى است ، و خداوند از انباز پاك است ، او كه مانندگى روا دارد از اسلام خارج است و آنكه نفى صفت كند كافر است . او سميع و بصير است : خداى را صفت به سزاوارى او است و خلق از آن صفات دورند ، و مخلوق را صفت به سزاوارى او است و خالق از آن صفت پاك است ، مخلوق موجود است به ايجاد خداوند ، و خداوند به قيام خويش و به ازليّت و هستى و بقاء خويش وجود دارد ، ولى مخلوق به نفس و غذا زنده است . و خداوند به بقاء خويش و به ابديّت خويش هميشه هست ، بدون كى ؟ و بىچند ؟ و بىچون ؟ مخلوق به آلت و كوشش و تدبير صانع است و خالق به قدرت و حكمت و بىآلت و بىحيلت و بىعلّت صانع است ، همچنين شنوائى و بينائى مخلوق به گوش و چشم است ليكن شنوائى و بينائى خداوند به ارادهء او ، به ذات او ، به هستى بىآلت و بىعلت او است . هرچه خواهد ، چنانك خواهد ، هرگاه كه خواهد ، همه او راست . تفسير لفظى [ آيات 19 الى 35 ] 19 - اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ . خداوند به بندگان خويش مهربان است و هركس را كه خواهد روزى مىدهد و او نيرومند و بىهمتا است . 20 - مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ . هركه تخمپراكنى آخرت خواهد ( كه تخم پراكند و دانه بردارد ) ما كشت او را زياد مىكنيم و كسى كه كشت اين جهان را بخواهد و براى پاداش اين جهان كوشد ، ما به او خواهيم